تبليغاتX
قلم

قلم

با یک قلم چی کار میشه کرد؟

از دست ............................

یه روز شیطون بعد از مدتها پیش خدا میره و به خدا میگه: ای خدا انسا ن روآفریدی و من رو

انداختی بیرون قبول اشتباه از من بوده ولی در مورد دختر باید بگم که بد کردی

خدا با تعجب میگه: دختر؟!!!!!!!!

شیطون: آره همون موجوداتی که لوسن . جیغ جیغوان و بالاتر از خودشون رو نمیتونن

ببینن

خدا: نه دستور ساخت همچین موجودی رو ندادم

خدا رو کرد به فرشته ها و گفت: چندبار گفتتم وقتی خاک اضافه میاد باهاش گل بازی

نکنید!!

                        پس دختر حاصل گل بازیه فرشته هاست!!!!!!!

                   همیشه فکر میکردم دخترا نتیجه ی گل بازیه شیطونن!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 20:43  توسط کیارش  | 

بخشش....................

 

 عزیزانم ببخشید که وبم رو تند تند آپش نمیکنم / چون کلاسم نمیزارند.

انشاالله از این به بعد سعی و تلاشم بیشتر میکنم...

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه امین...

.

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات      بر جان و دل صبور مهدی صلوات

تا امر فرج شود مهیا بفرست        بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اس ام اس  و جک

بی تو اما عشق بی معناست، میدانی؟

دستانم تا ابد تنهاست، میدانی؟

آسمانت را مگیر از من،

که بعد از تو زیستن یک لحظه هم بی معناست، میدانی؟

ღ♥ღ

هیچوقت تو زندگی آرزو نکن جای کسی باشی...

چون جای قشنگ خودت خالی میمونه...

ღ♥ღ

اگه تو خدا را فراموش کردی این رو بدون اون هرگز تو رو فراموش نمیکنه چون دوست داره.

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم...

به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم...

چه سود از مهر ورزیدن، چه حاصل از وفا کردن...

مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم...

ღ♥ღ

اول دبستان خواندیم آن مرد آمد...

سالها گذشت و ما ترشیدیم و آن مرد نیامد!

ღ♥ღ

هیچ وقت فکر نکن تو دنیا تنهایی...

به این فکر کن یه تنهایی هست که تو براش یه دنیای...

ღ♥ღ

روزی که یادت نکنم روز خدا نیست...

سوگند به اسمت که دلم از تو جدا نیست...

ღ♥ღ

ترکه تو استادیوم بوده داشته فوتبال نگاه می کرده هی می گفته عجیبه واقعاً عجیبه. می گن چی عجیبه؟ می گه: ۱۰۰ هزار تماشاچی ۲۲ تا بازیکن ۳ تا داور می گن خوب چیش عجیبه؟ می گه گنجشکه همه رو ول کرده ریده رو سر من.

ترکه میره جنگ، فرداش بر می گرده. میگن چرا برگشتی؟ میگه پدر سوخته ها! به قصد کشت تفنگ بازی می کردن.

تو روزگار دوستی، ببین چی شد سهم ما...

از عاشقی تباهی، از زندگی مصیبت...

از دوستی شکست، از سادگی خیانت...

ღ♥ღ

                               پایان===نظر یادت نره

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 10:33  توسط علی  | 

نیازمندیها

سلام. خوبین؟ ما که خوب نیستیم. بچه ها به یه نویسنده نیازمندم. اگه میخواین یه نظر بدین ایمیلتونو بزارین بهتون جوابشو میدم. مر۳۰.

                    بابای

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 22:52  توسط کیارش  | 

عکس^عکس^نبینی ضرر کردی..

 

  هیلاری داف...

 

هیلاری داف عزیز..

 

جسیکا جون..

                

                 انواع عکسهای قشنگ  در ادامه مطلب..

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 9:48  توسط علی  | 

انواع جک --- اس ام اس-------بیا تو



 

الهی این موبایل آنتن نمی ده
که آنتن همچو آهویی پریده
الهی دل می خواد همراه اول
پشیمانه که ایرانسل خریده...

یه سوسك میفته تو دستشوی میگه منو این همه خوشبختی محاله !!

 بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 11:16  توسط علی  | 

در مورد امام رضا(ع)....

 

 

در مورد امام رضا (ع)

هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

كنيه ها

ابوالحسن و ابوعلي

لقبها

رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

 

مشهورترين لقب

مشهورترين لقب آن حضرت �رضا� است و در سبب اين لقب گفته اند: �او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.�

مادر امام

در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.

زاد روز

درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.

ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده ناميده اند.

روز شهادت

روز وفات آن حضرت را نيز به سالهاي (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.

اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148ق) يعني همان سال وفات امام صادق عليه السلام بوده است، چنان كه مفيد، كليني، كفعمي، شهيد، طبرسي، صدوق، ابن زهره، مسعودي، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزي و كساني ديگر اين نظر را برگزيده اند.

در باره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال(203ق) است.

بنابر اين روايت، عمر آن حضرت 55 سال مي شود كه 25 سال آن را در كنار پدر خويش سپري كرده و 20 سال ديگر امامت شيعيان را بر عهده داشته است.

اين 20سال مصادف است با دوره پاياني خلافت هارون عباسي، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايي ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سر انجام دوره اي از خلافت مأمون.

فرزندان

گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براي ايشان ذكر كرده اند، اما چنان كه علامه مجلسي مي گويد: حداكثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.

به دسيسه مامون و با  سم او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در قبله قبه هاروني سراي حميد بن قحطبه طايي به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناي شيفتگان است.

 

... همراه با کبوتران حرم 

خورشيد، در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمين اخترند.

کبوتران بال مي زنند آسماني را که چشم هايمان سال هاست به آن دوخته شده، صداي بال کبوتران در صداي سنج عزاداران مي پيچد و خواب مسموم انگورهاي پيچيده بر خوشه هاي حادثه آشفته مي شود، خورشيد، ذره ذره در عطش چشم هايش رسوب مي کند...

امام رضا عليه السلام سجده کردن بر معبود را نزديک ترين حالت بنده مي داند و می فرمايند:

�نزديک ترين حالت بنده به خداوند متعال، در حال سجده است و اين همان قول خداوند تبارک و تعالی است که فرمود: سجده کن و نزديک شو. �

هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

بيشتر دوران امامت امام رضا (ع) در زمان خلافت مامون بود. مامون كه يكي از مكارترين و زيرك ترين خلفاي عباسي به شمار مي آمد. پس از قتل برادرش امين و به دست گرفتن قدرت، مرو را مركز حكومت خود قرار داد و با بهره گيري از هوش وزير خود فضل بن سهل پايه هاي حكومت خود را مستحكم كرد.

انـگيزه هاى سياسى  مانند: جذب ايرانيان، سركوب نهضتها و قيامهاى علويان، مشروع جـلـوه دادن حـكومت خود، مامون را وادار كرد به امام پيشنهاد ولايت عهدي دهد ولي از اين روى، امام رضـا (ع) از پـذيرش پيشنهاد مامون سر باز مى زد. به هر حال امام رضا (ع) درنهايت، ولايت عهدي را با قيد شرايطي پذيرفت. پس از مراسم بيعت اجبارى، در حضور مردم و ديگران فرمود:

لـنـا عـليكم حق برسول الله و لكم علينا به حق فاذا انتم اديتم الينا ذلك وجب علينا الحق لكم. مـا اهـل بيت، به واسطه رسول خدا (ص) بر شما مردم حقى داريم، شما نيز بر ما حقى داريـد وقتى كه شما حق ما را به ما داديد، بر ما لازم است كه حقوق شما را رعايت كنيم. (بحارالانوار جلد 146)

اگرچه اين پيشنهاد رنگ تهديد و اجبار نيز گرفته بود. مسئله ولايت عهدي با تلاش هاي امام براي افشاگري همراه بود و شرط اصلي دخالت نكردن در عزل و نصب ها كه همان شريك نبودن در حكومت جائر زمان براي حضرت محسوب مي شد، نيز به همين منظور بود و امام بدين ترتيب توطئه هاي مأمون را يكي پس از ديگري خنثي مي كرد و كار بدانجا رسيد كه عرصه بر مأمون تنگ شد و امام رضا (ع) را بزرگترين خطر جدي براي بقاي حكومت خود مي دانست و وقتي دريافت عوام فريبي هاي او در اعلام وليعهدي امام رضا (ع) نيز كارگشا نيست، چاره اي جز به شهادت رساندن امام(ع) براي خود نديد.

سرانجام خورشيد فروزان وجود امام (ع) در روز ۲۹  صفر سال ۲۰۳  ق. غروبي سرخ را به مشرق ايمان نشست و بار ديگر سياست مزورانه عباسي تن به شكست داد.

                              

                                

                                   

                                        

                                           

                                             

                                                                 نظر یادت نره...               

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 10:41  توسط علی  | 

تبریک میلاد امام رضا(ع)...

 

 

 

میلاد با سعاد ت هشتمین اختر ولایت وامت برعموم شیعیان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می نمایم
خوش آمدی رضا جان جانم فدا نمایم           تبریک من پذیــری باشد همین دوایم
از جان تو را بخوانم خوشبو شود دهانم           لطفی نما رضا جان تا من به کعبه آیم
آیم به آن سرایت آن بــاغ با صفـایت            گردحرم بگـــــردم جنت شود سرایم
سعی صفا و مروه  باشد کنارت ای گل           حجت یقین بیند باران گـــــریه هایم
آقا امام هشتــــــم لطفی که بنده آیم           درمحضرت نشینم عقـــده زدل گشایم
ای حامـــی مساکین دریاب دل غمینم           آزادکن زبندم چنـــــــدی دعا نمایم
از دل چنین ســـرودم  راز دلی نمودم            لطفت رضا رسـانـــــده پیغام آشنایم

          

   

                                      یا علی ابن موسی الرضا 

   

                                           یا علی ابن موسی الرضا 

   

                                    

خواهشا نظر یادت نره...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 10:23  توسط علی  | 

دختره ............................

سلام خوبین؟ بالخره آپ کردم. ببخشید که نمیتونم

 تند به تند آپ کنم.

جهان:
سال ۱۲۳۰ :
مرد : دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم…. !!!

زن : آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید !!! نا محرم که خونمون نبود . حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده…!!!

مرد: بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. !!! نخیر نمی شه باید بکشمش… !!!

– بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…

سال ۱۲۸۰ :
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی ؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی !!! تو غلط می کنی !!! تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟

زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها ! شکر خورد. !!! دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده…

مرد (با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت… !!!

– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …

سال ۱۳۳۰ :
مرد : چی؟ دانشسرا ؟؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم…

زن: آقا، تورو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ…

مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم . یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی…

– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …


سال۱۳۸۰ :
مرد: کجا ؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مثه جلیقه نجات می شه) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من… تو رو… می کشم…

زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).

مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون قد اون شلوارتو بیشتر کن که تا زانوتو بپوشونه. ای وای بدتر شد!...

سال ۱۴۰۰ :
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه…

بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو میبخشه

بازم ببخشیدا که نمیتونم تند به تند آپ کنم. شرمنده.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 21:9  توسط کیارش  | 

تبریک...

تبریک میگیم به تمامی طرفداران استقلال...

 

استقلال ۱ - ۰ پرسپولیس

 

گل دقیقه۹۱ توسط فرهاد مجیدی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 10:6  توسط علی  | 

اس ام اس دربی پرسپولیس...

یه پرسپولیس یه ایران / یه تیم پر از دلیران

گر چه حریفت قدره / اما تو میشی قهرمان

.

..

..
شب که دیدم آسمان آبی پر ستاره

تازه فهمیدم استقلال چقدر سوراخ سوراخه !

..

..

..
هرجا سخن از پرسپولیس است دهان استقلال سرویس است . . . !

..

..

..

خــوشــتـریـــن رنــگ مـحـبت در وجـود / ای کــه پیـــکــارت تعــصـب می ســرود

بـــا تــو هســتـــم با ای یــــار نفـیـــس / پرسپولیسم پرسپولیسم پرسپولیس . . .

..

..

..
هیچکی جلودار تو نیست / نمرهء فوتبال تو بیست

قرمز رنگ پیرهنت / با سرخی خون یکیست . . .

..

..

..

پرسپولیس ای شمع شب افروز عشق / ای بهــاریـــن قــصـــه پــیـــروز عــشـق

ای ســرور سـیــنــــه هـای پرز و چـــاک / ای نــمـــاد رزم و عــظـــم و حس پــاک . . .

..

..

..

پرسپولیس یعنی هواداران عاشق داشتن پرسپولیس یعنی گل سرخ و شقایق کاشتن

..

..

تو دنیای ِزمین و توپ رنـگی / یه پرسپولیس داریم به چه قشنگی

اسم قشنگش روی تخت جمشید / از اون قدیم ندیـما می درخشید

رنگ آتیش غیرت پیـرهنـش / میاره افتخار واسه میهنش

طرفداراش سر به فلک می کشن / عاشق ِرنـگ ِمث ِآتیشِشَـن.

دفاع ِمحکمـش مث ِیــه سّده / هـر کسـی از جونش نـذاره، ردّ

چه طور بود///نظر یادت نره.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 11:0  توسط علی  |